محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
6
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
درخشانش ، در آن سالهاى سياه قرون وسطا ، بر پيكر دولت اسلامى اندلس ضربتى كشنده بود و در روحيهء دول اسلامى در مشرق و مغرب انعكاسى دردآلود داشت و سبب پديد آمدن سوگنامههايى دلگداز به نظم و نثر گرديد . آنچنان بود كه چون يكى از شهرهاى مهم اندلس به دست دشمن ديرين و همواره در كمين آن - اسپانياى مسيحى - سقوط مىكرد ديگر شهرها جور آن را مىكشيدند و بيشتر ساكنان مسلمان شهر مغلوب به آنها مهاجرت مىكردند تا مگر دين و آزادى و كرامت انسانى خويش را نگهدارند ، تا زمانى رسيد كه جز غرناطه و اعمال آن جايى باقى نماند . غرناطه هرچند مملكتى كوچك بود ولى مقاوم و نستوه بود . خاندان نصر توانست آن را در سايهء نبوغ و درايت خويش به مدت دويست سال در كشاكش طوفانهاى سهمگين از لجههاى وحشتناك غرق و مرگ برهاند . از زمانى كه دول طوايف روى به ضعف نهاد و اختلاف و تفرقه بر آن حكمفرما گرديد و به دام جنگهاى داخلى فروغلطيد ، آن دشمن خطرناك يعنى اسپانياى مسيحى ، مجال ديگرى يافت كه در ميان حكومتهاى متخالف دست به فتنهانگيزى زند و هر بار يكى را بر ضد ديگرى برآشوبد . برخى از رجال اندلس كه نظرى ثاقب داشتند حتى در آن روزگاران كه هنوز اسلام بر بخش بزرگى از شبهجزيرهء اسپانيا سيطره داشت ، توانستند شبح هولناك سقوط را در پس پرده آن تفرقه و اختلاف به خوبى بنگرند . از جمله ابن حيّان مورخ اندلس در قرن پنجم هجرى پس از شرح حوادث سقوط بر بشتر در سال 456 ه / 1063 م كه به كشته شدن و اسارت جمع كثيرى از مسلمانان انجاميد چنين روزهاى سياهى را پيشبينى كرده بود « 1 » و چون طليطله نخستين شهر بزرگ اسلامى اندلس در سال 478 ه / 1085 م به دست دشمن نيرومندش اسپانياى مسيحى افتاد ، براى صاحبنظران آشكار بود كه اگر روال كارها بر اين مدار باشد ، چه بسا در آيندهاى نه چندان دور ، دولت اسلامى از اسپانيا رخت بيرون كشد . در اين ايام
--> ( 1 ) . المقرى ، نفح الطيب ( مصر ج 2 / ص 576 ) .